ناصر الدين شاه قاجار
15
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
امين السّلطان قدرى فرمايش و صحبت كرده بعد بكالسكه نشسته رانديم از رودخانهء ساوه گذشتيم آب زيادى داشت پل همان پل قديمى است تعمير كردهاند امّا راه اينجا را كه قديما باتلاق و گل بود عملهء كمپانى شن ريخته خيلى خوب ساختهاند آمديم تا به تپّهء رسيديم از زير آن تپّه قدرى به طرف دست راست صحرا رانده از كوير گذشتيم در زمين خوبى آفتابگردان زدند نهار خورديم بعد از نهار سوار شده رانديم نزديك به شهر قم كه رسيديم جمعيّت زيادى از شهر باستقبال آمده بودند خانههاى زيادى ديديم كه تازه در خارج شهر بنا كردهاند معلوم شد در اين دو سه ساله كه در بعضى از محلّات شهر قم آب زايش كرده است يعنى چنديست كه در خانها و آب انبارها آب از زمين بيرون ميايد و خرابى مىكند مردم سكنه لابدّ بيرون آمده در محوّطهء شهر خانه ساختهاند سوارهاى زيادى هم از ملتزمين ركاب و غيره نزديك شهر صف كشيده بودند صد نفر سوارهاى ايلات قزوين ابوبجمعى ميرزا محمّد خان هم كه تازه آمده بودند با ميرزا آقاى تفنگدار جزو صفوف سواره ديده شدند همه سوارهاى آراسته و با اسبهاى خوب بودند سوارهاى بختيارى هم كه بعضى در ركاب و بعضى تازه آمده بودند كه ابوبجمع حاجى عليقلى خان برادر صمصام السّلطنه هستند همه جوانهاى خوب با اسبهاى ممتاز بودند سوارهء قزاق هم با موزيك در جلو ما ميرفتند جناب امين السّلطان هم با ساير ملتزمين سواره از عقب كالسكهء ما ميآمدند گرد و خاك غريبى برخاسته بود همه جا آمده از در صحن جديد امين السّلطان